|
یک جرعه عطش
|
||
|
وب نوشته ها |
بحثي كه ملاحظه خواهيد كرد يك نظريه خيلي ساده ولي مهم هست كه اسمش رو گذاشتم:
قلمروي مردان ، زنان قلمرو
تا بحال به اين موضوع فكر كرديد كه اگر خانومها فقط به كارها و مديريت امور داخلي خونه بپردازند و از اشتغال بيروني دست بردارند چه اتفاقاتي مي افته؟
من به شما ميگم ، تقريباً تمام مشكلات محصول قرن اخير بشريت برطرف خواهدشد!!!
با بررسي و مرور نوشته ها و اسناد بدست آمده در جوامع مختلف بشريت ، قريب به اتفاق، زن و مرد اينگونه تعريف شده بودند كه مرد كسب كننده درآمد براي خرج خانواده باشد و براي اينكار با خارج از خانه داد و ستد داشته باشد و زن با مديريت داخلي خانه اين درآمد را به درآمدهاي حاصل از محصولات خانگي خودش اضافه نموده و به نحو مناسب خرج و حتي پس انداز نمايد. اين رويه تا همين ۱۰۰ سال پيش يك امر كاملاً عرف حتي در جوامع غربي بوده و رفتارهايي غير از اين تقريباً از اواخر قرن نوزدهم شروع به شكل گرفتن نموده تا اينكه به وضعيت امروزي تبديل شده است.
تا همين جا رو داشته باشيم ، احتمالاً اين بحث رو در چند پست ادامه ميدم و از دوستان معدود خوبم كه سري به اين وبلاگ مي زنند دعوت مي كنم با شركتشون در اين بحث حالشو ببرند ![]()
لطفاً به تصاوير زير هم توجه بفرماييد:





تابعد ![]()
![]()
عاشقش بودم ، يه روز تو محوطه دانشگاه وايساده بودم ناهار كوفت ميكردم ، از دور ديدمش ، داشت به سمت بوفه ميومد، لبامو پاك كردم و لقمه سيب زميني پيازداغو گذاشتم تو كيفم ، يه وري تكيه دادم به درخت و يكي از جزوه هامو باز كردم و وانمود كردم دارم ميخونمش ، نزديك شد ، اومد سمت من ، زيرچشي هواشو داشتم
، در كمال ناباوري با لبخند زيبايي سلام كرد ، خيلي صميمي و حين احوالپرسي دستشو به سمتم دراز كرد ، نيشم تا بناگوش باز شد ، به زحمت هيجاناتمو كنترل كردم و با روي باز جواب دادم :
سلام خاطره خانوم
، ممنونم شما خوبين؟ كه يهو ديدم اخماش رفت تو هم و از كنارم ردشد و چيشششششششش كنان رفت. برگشتم به سمتش كه ديدم برادرش پشت سر من منتظر خاطره خانومه! ....![]()
چيه؟ به دو تا چك چپ و راست كه نمي گن كتك!!!! ![]()
مطلب سوم پست قبل بنا به درخواست سردار رادان و اشاعه فساد نزد بي جنبگان و كج فهمان حذف گرديده است!!!
تفاوت ديدگاه و برداشت نادرست هميشه و در همه جا وجود داره ، چه می شود كرد.

|
|