|
یک جرعه عطش
|
||
|
وب نوشته ها |
خوب اینم از این ... تموم شد ... یا حسین (ع)
همگی خسته نباشید اجرتون هم با آقا ابا عبدالله(ع)
همه اونایی که :
سینه زدن ... زنجیر زدن ... قمه زدن ... داد زدن ... علامت بلند کردن ... پیرهن پاره کردن ... نذری دادن ... سر گاو و گوسفند بریدن ... حتی،
حتی اونایی که نشستن و فکر کردن که چرا و برای چی ؟ این عزیز کی بود ؟ چه هدفی داشت؟ این همه عشق به کی بود؟ حرفاش چی بود؟ دلش چی می خواست که بخاطرش این همه گذاشت و گذشت؟
ما کی بودیم؟ شنیدیم که چی می گفت؟ چی می خواست؟ کجا باید بریم؟ شناختیمش؟
راس می گه دکتر شریعتی که نشناسیمش بهتره چون این شناخت مسئولیت داره ، مسئولیتش هم خیلی سنگینه ، آره اینجوری بهتره ... بریم ببینیم بقیه چیکار می کنن ماهم انجام بدیم ... اینم بگیم که خود آقا درست و غلطشو هر چی باشه می پذیره و پیش خدا شفاعتمونو می کنه که ازمون قبول کنه ... ها؟ بهتر نیست؟ اینم یه راه دیگه ...
خدایا کمک کن تا درک کنیم به ما بنده هات چی رو می خواستی بفهمونی که بخاطرش به قربانی شدن عزیزترین هات رضایت دادی.
خدایا کمک کن تا عزاداریهای ما از مسیری که تو دوست داری منحرف نشه.
خدایا تو که می دونی بنی آدم عشقش خرسواریه ، پس خداوندی کن و یه حال اساسی بده ، خر شیطون رو از دور و بر ما دورکن تا یه وقت سوارش نشیم.
|
|