تبليغاتX
یک جرعه عطش
 
یک جرعه عطش
 
 
وب نوشته ها
 
چهارشنبه ۲۶/۲/۱۳۸۶ ساعت ۱۳:۰۰

چند وقته بدجوری قاطی کردم ، صداهای اطراف مستقیم رو مخم کوبیده می شه ، به جان خودم راس میگم ، حالا باور نداری به جون حاجی جونم (حاج خلیلو نمی گما)  ، اصواتی به گوش میرسه که حس بازگشت به دوران تیمارستان بهم دست میده   نه بابا کی گفته من تیمارستان بودم ؟ ولی یه جورایی الان فکر میکنم توش هستم نه اونوقتا ...

داشتم در مورد راز آفرینش میخوندم به چیزای باحالی برخورد کردم

نیچه رو که میشناسی؟ میدونی چه جوری مُرد؟ بخاطر اعتراض به رفتار بی رحمانه یک گاریچی با اسب خود ، جان خویش را از دست داد !!!!

 راحت شد بنده خدا !

این آیه رو بخونید: ( آیه یک سوره نساء)

"ایها الناسُ اتقوا ربکُمُ الذی خلقکُم مِن نفسٍ واحدةٍ و خَلَق مِنها زوجها و بَثَّ منهما رجالاً کثیراً ونساءً ... "

ترجمه : ای مردم بترسید از پروردگارتان که شما را از یک تن آفرید و از آن ، جفتِ او را آفرید و از نسل آن دو مردان و زنان بسیار را پراکند ...

مرحوم طباطبایی صاحب "تفسیر المیزان" در شرح و توضیح این آیه می گوید: "معنی ظاهر به قریب به نص آن، این است که همه آدمها از نسل آدم و همسر او هستند و موجود دیگری در تولید آدمیان سهیم نبوده است. تکامل و تحول انواع "داروین" فرضیه ای برای توجیه خواص و آثار انواع جانوران است نه مربوط به تطوّر ذات آنها." بنابراین پیدایش انسان از میمون را نپذیرفته و در رد تحول یک میمون به آدم اضافه میکند که:"در هیچ تجربه ای فی المثل فردی از افراد میمون را ندیده اید که بدل به انسان شود بلکه همه تجارب بر خواص و لوازم جانوران جاری شده است."

مرحو طالقانی در "تفسیر پرتوی از قرآن" در این خصوص و در شرح این آیه ، کلمه " مِن نفسٍ واحدةٍ " را مربوط به آدم نمی داند بلکه آن را همان منشاء واحد حیات می داند و دلیل می آورد که اگر منظور آدم ابوالبشر بود ، باید بصورت "مِن النفس الواحد " گفته می شد ، زیرا صفت "واحدة" و ضمیر "ها" در "منها" و "زوجها" مونث بوده و با کلمه "آدم" که مذکر است ، تناسبی ندارد.

(از اول آیه تا این خط بالا عیناً از کتاب "دیدگاههای آفرینش" اثر هادی میرزایی و فریدون محمدی اقتباس شده و هرکی مشکلی داره با خودشون حل کنه ، من بیگناهم!)

پ.ن۱: مرحوم طباطبایی چقدر زیبا گفته که اون میمونها و اسبها و خوکها و از این قسم جانوران محترم که تصور میکنند آدم هستند، اشتباه نکنند ، قابل به شک بوده و کماکان آدم نیستند!!!

پ.ن۲: هیچکس حق نداره بگه : شایدم حضرت آدم (ع) نعوذبالله اصلاً زن بوده !!!! نگید که نگفتی!مفهومه؟!!

حافظ:

حدیث از مطرب و می گوی و راز دهر کمتر جوی

                                                                       که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را

 سهراب سپهری:   

کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ

کارما شاید این است

که در افسون گل سرخ شناور باشیم

سعدی:

         هیچ کس بی دامن تر نیست اما دیگران             باز می پوشند و ما بر آفتاب افکنده ایم


این حاجی ما بازم رفت مکه شد چهارده بار 

نگفت میخواد جلوی رفیقش کم نیاره 

گفت سیزده نحسه!

نگفتم اونجا تیـ.... نیست ، اینجائه؟!!!


یک سوال :

اگر قرار باشد بین ادامه زندگی فعلی و یک مرگ راحت و بی دردسر ، یکی را انتخاب کنید ، شما کدام را انتخاب میفرمایید؟

به گمانم وقتشه باپای خودم برگردم به ...

تا بعد...


 |+| نوشته شده توسط فرزان  | 
 
  بالا